چينيان شد: ابن سعيد مغربي‌، نصيرالدين‌، قطب‌الدين شيرازي‌، كو شو ـ چينگ‌. عجائب‌المخلوقات مفصل قزويني از يادگارهاي برجسته‌ٴ قرون وسطاست‌.
گران‌بهاترين مطالعات مربوط به جغرافياي محلي عبارت بود از شرح اماكن ارمنستان منسوب‌ به وارطان كبير، و توصيف كامبوج در اواخر اين سده‌، از چوتا ـ كوان‌.
مهم‌ترين كاميابي‌هاي اين عصر، در زمينه‌ٴ كاوش‌هاي جغرافيايي و سياحت بود. سفرهاي‌ درازي كه مسيحيان و يهوديان براي رسيدن به بيت‌المقدس كردند چندان در خور اعتنا نيست‌، سفر محمد عبدري و محمد بن رشيد از ماوراي افريقا به مكه جالب‌تر، و با اين حال معمولي‌ است‌. سفرهاي تازه در اقيانوس اطلس‌، در امتداد سواحل غرب افريقا، سواحل افريقاي شرقي و در سودان نوعي پيشگامي و نويد اقدامات پيگير بعدي بود.
وقايع بزرگ عبارت بود از سفرهاي ماوراي آسيا، كه انسان از هريك از آنها، و بيش از آن از تكرارشان‌، دچار حيرت مي‌شود. درست توجه كنيم كه در اثناي نيم‌سده افراد بي‌شماري با خطر چنين سفر درازي روبه‌رو شدند و بيش از سيزده نفر در اين راه توفيق يافتند؛ صرف‌نظر از افراد غيرمشهور يا گمنامي كه همراه آنان يا جداگانه به چنين سفري پرداختند. بدين طومار اسامي‌ توجه كنيد: ويلهلم روبروكي‌، بوشارللو دوگيزولفي‌، جوواني مونته كوروينويي‌، نيكولو، مافيو، و ماركوپولو، ريكولدودي مونته كروچه‌، هايتون كبير و برادرش سمباط، جويني‌، چئانگ ته‌، يه ـ لوهسي ـ ليانگ‌، بارصوما؛ چه صف عظيمي از مردان‌!
در مقايسه با عصر قبلي‌، كه ايتاليا فقط يك قهرمان جهانگردي‌، يا جغرافيدان داشت ــ جوواني پيان دل كارپيني ــ اكنون‌، گروه كاملي از آنان را پرورده بود: بوشارللو دوگيزولفي‌، مونته‌ كوروينو، پولوها، ريكولدودي مونته كروچه‌، كه شايد لانزاروته مالوچللو و برادران ويوالدي را هم مي‌توان بدانان افزود ــ نُه شخص برجسته‌. سه بار بيش از آنچه بقيه‌ٴ اروپا عرضه كرد: دو انگليسي به نام‌هاي متيو پاريس و بيكن‌، و يك فلاندري به نام ويلهلم روبروكي‌.
همين‌قدر درباره‌ٴ اروپا كافي است‌. در ميان مسيحيان شرقي سه ارمني بزرگ بودند: هايتون‌ كبير، برادرش سمباط، و وارطان (يا بيشتر موٴلف ناشناس جغرافياي ارمنستان‌)، و يك نسطوري‌ به نام بارصوما؛ شايد هم‌سفر بارصوما، يعني مرقس بنئيل را هم مي‌توان ذكر كرد، كه در 1281، با نام يَبَلله‌ٴ سوم بطريق شد.
پس در مجموع مي‌شود شانزده يا هفده مسيحي‌. هم‌چنين‌، از هفت مسلمان ياد كرديم‌، سه‌ تن از مغرب‌: ابن سعيد، محمد عبدري‌، و محمد بن رشيد؛ و چهار مشرقي‌: نصيرالدين‌، قطب‌الدين‌، قزويني‌، جويني‌. بالاخره چهار چيني‌: كوشو ـ چينگ‌، چوتا ـ كوان‌، چئانگ ته و يه ـ لوهسي ـ ليانگ‌. به راستي عصري طلايي بود!